فرق زندگی عرفانی و ظلمانی

زندگی عرفانی

۳۴- فرق زندگی عرفانی و ظلمانی بسیار ساده است: زندگی جدی و زندگی بازی و شوخی: صداقت با خود و مکر با خود: صدق با خدا و مکر با خدا. همین و بس!

۳۵- همه می دانند که خدا هست و بر روی زمین و در زندگی حاضر و ناظر است و هر چند وقت یکبار با او روبرو می شوند ولی اکثراً به روی خود نمی آورند و روی بر می گردانند و خود را می فریبند. همین و بس!

استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب سرگذشت روح من

 ۹۲- کتاب صوتی (۱) سرگذشت روح من (فرستاده مردم به سوی خدا) – ۱۳۸۸ (The life of My Soul)

۹۲- کتاب صوتی (۲) سرگذشت روح من (فرستاده مردم به سوی خدا) – ۱۳۸۸ (The life of My Soul)

۹۲- کتاب صوتی (۳) سرگذشت روح من (فرستاده مردم به سوی خدا) – ۱۳۸۸ (The life of My Soul)

۹۲- کتاب صوتی (۴) سرگذشت روح من (فرستاده مردم به سوی خدا) – ۱۳۸۸ (The life of My Soul)

۹۲- کتاب صوتی (۵) سرگذشت روح من (فرستاده مردم به سوی خدا) – ۱۳۸۸ (The life of My Soul)

۹۲- کتاب صوتی (۶) سرگذشت روح من (فرستاده مردم به سوی خدا) – ۱۳۸۸ (The life of My Soul)

۹۲- کتاب صوتی (۷) سرگذشت روح من (فرستاده مردم به سوی خدا) – ۱۳۸۸ (The life of My Soul)

۹۲- کتاب سرگذشت روح من (فرستاده مردم به سوی خدا) – ۱۳۸۸ (The life of My Soul)


بیشتر بخوانید
صدق و صداقت
صداقت دو وجه دارد با خویش و غیر خویش !
صداقت با خویشتن عبارتست از ھمسوئی و ھمخوانی احساس با اندیشه و اندیشه با عمل .
 و این مقام صدیقین و موحدین وجودی است در درجات !
و اما صداقت با دیگران اینست که درباره ھر آنچه که در رابطه دارید صادق باشید و نه ھر آنچه که در دل و اندیشه خود دارید . 
یعنی صداقت در مشترکات امور !
و اما صداقت کامل با دیگری فقط مربوط به رابط با پیر و امام می شود که تمامیت نھان خود را بر او عیان و بیان می کنی و ھیچ چیزی از خود را به عمد از او پنھان نداری که در ھمان امور پنھان خود گم می شوی و در نفاق می افتی . 
و این صداقت با صدیقین است .
و اما صدق نوع سومی ھم ھست که صدق با خداوند است و آن مقام اولیای فانی در حق است و این صدق اکبر است .
و اما صدق با خویشتن که اساس صدق است اینست که خود را به عمد نفریبی و تخدیر و تحریف نکنی احساس و وجدان و عقل خود را که بستر این گمراھی است . 
یعنی به عقل و دل خود اجازه سخن گفتن دھی و آزادی بیان را از وجدان خود دریغ نکنی ! و این اساس صدق با خداست زیرا خداوند از زبان دل و عقل با تو سخن می گوید . 
و لذا آدم خود فریب دشمن خداست و خود را به جنون و تاریکی می کشاند و ھلاک می کند . زیرا خدا ، ذات انسان است .
وحی و الھام و کشف و شھود حاصل صدق انسان با خویشتن و با خداست .
کسی که به وجدان خود اجازه سخن گفتن نمی دھد در جامعه نیز انسانی دیکتاتور و زورگو و ظالم است و حق سخن به ھیچ کس نمی دھد .
پس آزادی بیان در ھر جامعه ای نشانه میزان صدق در آن جامعه است و صدق ھم محور و مقصد دین است . 
پس جامعه خفقان زده جامعه ای ضد دین است و کذاب !
برگرفته از کتاب اخلاق عرفانی اثر استاد علی اکبر خانجانی
۱۲۶-کتاب صوتی (۱) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۲) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۳) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۴) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۵) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۶) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۷) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۸) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۹) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۱۰) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
  
بیشتر بخوانید
تربیت فرزند
١ -باب فرزند
اول بدان که فرزند تجسم رابطه پدر و مادر خویش است چرا که مخلوق این رابطه است تن به تن ! در این معنا بمان .
دوم اینکه فرزند تو ادامه و تکامل توست نه تقلید و تکرار تو ! و این ذات تعلیم و تربیت فرزند است .
پس تو فرزندت را تربیت نمی کنی بلکه خودت را تربیت می کنی .
پس به فرزندت امر و نھی کن از روی محبت تا بتوانی به نفس خودت امر و نھی کنی .
 پس بولھوسی خویش را به حساب مھر و محبت و ایثارت به فرزند مگذار .
فرزند پرستی او عین خود پرستی توست او را مپرست تا دشمن جانت مسازی .
بدان که در دین و ایمان فتنه و دشمنی سر سخت تر از عیال و فرزند نداری .
پس مریدی اراده شان عین مریدی شیطان است .
بگذار نیازش را بر زبان آورد تا دیوانه نشود . بگذار نیاز و قحطی را تجربه کند تا قدر نعمات را بشناسد .
خانه خود را آخور فرزندان مساز که از آن جز دیو و دد بیرون نیاید .
مالک فرزندانت مشو تا مملوکشان نشوی .
فرزندانت را زباله دان ناکامیھای خود مساز که بخواھی آرزوھایت را در آنان محقق کنی که بر سرت سخت می شکنند .
تو نه مسئول خوشبخت کردن فرزندان خویشی و نه مسئول ھدایت کردنشان . زیرا خالقشان نیستی .
تو مسئول انجام وظیفه ای و بس .
 تو به آنان امتحان می شوی ! و ھرگز به روی آنان سرمایه گذاری مکن که ور شکست می شوی !
این را بدان که تو عاشق آنان نیستی تو مالک آنانی .
 پس بگذار تا منفورشان نشوی ! 
عجبا که از یاد برده ای که ھرگز به راه والدین خود نرفته ای ! تو صاحب اموال و احشام خود نیستی چگونه می خواھی صاحب فرزندان خود باشی !
فرزندانت یا نور چشمانت ھستند یا خار چشمانت .
بسته به اینکه با کدام چشم نگاھشان کنی : مخلوق خدا یا مخلوق خودت !
برگرفته از کتاب اخلاق عرفانی اثر استاد علی اکبر خانجانی  
 
۱۲۶-کتاب صوتی (۱) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۲) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۳) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۴) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۵) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۶) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۷) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۸) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۹) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب صوتی (۱۰) اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
۱۲۶-کتاب اخلاق عرفانی (رساله عملیه عرفانی) – ۱۳۹۰ (Theosofical Ethics)
بیشتر بخوانید
فلسفۀ پفک (تمدن پفکی)

فلسفۀ پفک (تمدن پفکی)

به لحاضی دگر تمدن مدرن را بایستی تمدن پفکی نامید که دوران پف کردن و ورم نمودن ھمه چیز ھاست: اشیاء ، مصنوعات ، میوه جات ، آدم ھا ، اندیشه ھا ، عواطف و کل معیشت و اقتصادی که ذاتش بر تورم است . و این خود یکی از بر جسته ترین شاخصه ھای رشد مدرن می باشد که خود از ویژگی دوزخ است که در آن ھمه چیز در حال پخته شدن و پف کردن و نھایتاً سوختن و تفاله شدن است . صورتھای پف کرده ، شکم ھای ورم کرده به ھمراه اندیشه ھا و احساسات متورم و در حال انفجار . عصر جدید عصر انفجار است از انفجارات اتمی تا عصبی و روانی و اجتماعی و انفجار اطلاعات تا انفجار کل زمین . زمین پف کرده و آسمان نیز پف کرده و در حال انفجار است و منفجر نیز گشته است ( پاره شدن لایۀ اوزون ). گویی کل تاریخ بشر به غایت تورم رسیده و در حال ترکیدن است . غایت دانش و تکنولوژی ھم در علوم ذره ھای بنیادین رسالتی جز پف کردن در دل ذرات ندارد که آنھا را بترکاند گویی کل تمدن مدرن تمدن پف کردن و منفجر ساختن است .

خداوند با دمیدن روح خود ، جھان و جان و انسان را آفرید و عدم را بوجود آورد و انسان ھم با دمیدن نفخه دوزخی نفس و اندیشه خود در حال منفجر کردن جھان است . گویی انسان به تقلید از خالق به جنون افتاده که به جای آفریدن نابود میکند. پف کردن خدا کجا و پف کردن بشر کجا .

از کتاب ” دائره المعارف عرفانی ” استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص ۶۴

کتاب صوتی (۱) دائره المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)

کتاب صوتی (۲) دائره المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)

کتاب صوتی (۳) دائره المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)

کتاب صوتی (۴) دائره المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)

کتاب صوتی (۵) دائره المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)

کتاب صوتی (۶) دائره المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)

بیشتر بخوانید
معنای ازدواج ( خوشبختی یا کشف هو )

معنای ازدواج ( خوشبختی یا کشف هو )

ازدواج در معنای لغتش عبارت است از دو تا شدن و دوتائی زیستن . این ھمان ھستی من–توئی است . آدمی تاقبل از ازدواج یک ھستی منی دارد و فقط من است و در خویش زندگی می کند و برای خویشتن . ھمه اعمال و روابطش برای خودش می باشد و در قلمرو روانش جز خودش کسی وجود ندارد الّا اینکه در خدمت خودش باشد . زندگی قبل از ازدواج یک زندگی خود – محور است یعنی یک زندگی کافرانه و کور و دربسته است .
و خدای یک فرد مجرد ھم چیزی جز ھوای نفس و شیطان او نیست . خدای « من » ابلیس است. ازدواج یعنی دو تا شدن و برای ھمسر زیستن. این ھمان ھستی برای دیگری است و در ھمه امور «من» بایستی برای دیگری و موافق با دیگری باشد . پس ازدواج قلمرو خود شکنی از خود گذشتگی است لذا ازدواج دارای ماھیتی تماماً دینی می باشد و متکی بر تقوا و خویشتن داری است و لذا ازدواج از بنیادھای اصلی دین است و عرصه خودآزمائی و تزکیه نفس و خود شناسی می باشد تا اینکه اوی رابطه ( ھو – خداوند ) آشکار شود . کسی که این حق را در ازدواج درک و تصدیق نکرده باشد از ھمان آغاز با ھمسرش درگیر می شود و به بن بست و ندامت می رسد و ھرگز به قلمرو و ھویّت ( الھیّت ) رابطه نمی رسد و خدا را نمی شناسد . این حیات و ھستی در دیگری از ھمان نخستین رابطه جنسی بطرزی حیرت آور رخ می دھد و ھر یک از طرفین دچار احساس از خود بیگانگی در دیگری می شود . این از خود بیگانگی عرصه آزمون خویشتن در دیگری و با حضور دیگری است . و لذا ازدواج را بایستی جذّی ترین قلمرو خودشناسی دانست و آنکه حق این امر را نداند ازدواج را امری بیھوده و بلکه خطرناک و تماماً عذاب می یابد و پشیمان می شود و این زندگی ھنوز آغاز نشده به پایان خود میرسد . کسی که فقط به قصد آرزو و برنامه ھای شخصی خود ازدواج میکند ھرگز ازدواج نکرده است . زن و مرد ھر یک به مثابه آئینه نفس ھمدیگرند و ھر یک در نیازی که به طرف مقابل دارد به محک زده می شود که تا چه حدی صادق است و وظایف انسانی و اخلاقی خود را می شناسد و دارای عھد و وفای به ھمسر خود و نیازھای خویشتن است . آنچه که در ازدواج به محک می خورد کبر و غرور و منیّت طرفین است پس این یک واقعه تماماً دینی و اخلاقی است و فقط انسان متعھد به آداب و اصول اخلاقی و دینی می تواند از پس این واقعه بر آید و لاغیر . ازدواج کارخانه ای است که بایستی از بطن رابطۀ من – توئی موفق به کشف او ( ھو – خدا ) شود . کسی که ھمسرش را فقط وسیله ای برای خوشبختی خود پنداشته ازدواج را درک نکرده و در حد آن به عذاب می افتد و دچار کینه و نفرت می شود و از ھمان آغاز در طلاق است . ازدواجی که بر اساس حقوق و اصول و ارزشھای دینی و اخلاقی بنا نشود محکوم به شکست است. ازدواجی که در آن ھر یک از طرفین عزّت و ارزش خود را بر از خود گذشتن بنا نکند این واقعه سرنوشت ساز را درنیافته است . در ازدواج ھر یک از طرفین بایستی در مسابقه ایثار و از خود گذشتگی باشد . آنکه ایثارگرتر و متواضع تر است ولایت رابطه را بدست می گیرد و امام خانه می شود . تنھا حقی که ازدواج را تبدیل به واقعه ای بھشتی می کند ایثار متقابل است . حق زناشوئی بر محور از خود گذشتگی قرار دارد واین حق ھر چه وسیع تر و خالصتر شود این رابطه پایدارتر و عزیزتر میشود و قلمرو رشد و تعالی معنوی می گردد بشرط اینکه ایثار بر معنای اصول دین و اخلاق باشد نه بر اساس بولھوسی و فسق و فجور.
در ھر ازدواجی معمولاً یک نفر در مقام عاشق قرار دارد که معمولاً مرد است و آنکه عاشقتر است بایستی ایثارگرتر باشد تا بتواند ولایت و رھبری معنوی و دنیوی زندگی را بر عھده گیرد . خانه ای که امام و رھبر ندارد بی صاحب و بی اراده و بازیچه است . ولایت و رھبری معنوی و عاطفی فقط محصول از خود گذشتگی و ایثار و تقوا می باشد و لا غیر .
بھرحال آنچه که ماھیت این رھبری را تعیین می کند نه افکار و باورھای شخصی بلکه اصول و موازین عقلی و دینی و اخلاقی است . بمیزانی که این اصول در طرفین رابطه ادا میگردد این ولایت معنوی از جانب خداوند بر این رابطه واقع می شود و رابطه را ھدایت می کند . در ھیچ رابطه ای ھمچون ازدواج حضور خداوند درک نمی شود یا بواسطه رحمت و برکات و یا از طریق غضب و عذاب . ازدواجی که بر اساس ھوسبازی و فسق و فجور بنا شود مشمول عذاب الھی میگردد و عذاب النار بر پا می شود و ھر خانه ای یک قطعه از دوزخ می شود که ھمه اعضایش را می سوزاند . حق و لزوم دین و 
اخلاقیات در ھیچ جائی به اندازه خانواده بارز و واجب نیست .

از کتاب ” دائره المعارف عرفانی ” استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص ۴۱

کتاب صوتی (۱) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۲) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۳) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۴) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۵) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

بیشتر بخوانید
از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود ( هدف از زندگی)

هدف از زندگی

قرنھا پیش مولانا فرمود:

روزھا فکرمن این است و ھمه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتم

از کجا آمده ام ، آمدنم بھر چه بود

به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

این سوالی است که عموماً ھر بشری در میانه زندگیش از خود می پرسد . یعنی زمانی که او این حقیقت را دریافته است که در کلیّت زندگیش یک مفعول بیشتر نبوده است . ھنگامی که شاھد مرگ دیگرانی و می بینی به محض اینکه ھر کس به زیر خاک میرود دیگر گویی ھیچگاه نبوده است ، از خود می پرسی برای چه بدنیا آمده ام ھمانطور که امکان داشت بدنیا نیایم . چرا ھستم ھمانطور که ممکن بود نباشم ؟ به اطرافیانت می نگری آنان خیلی زود تو را فراموش میکنند . تمام بودنت را بواسطۀ اطرافیانت باور می کنی و ھنگامی که آنھا فراموشت کردند گویی ھیچگاه نبوده ایی . و گویی تنھا موجودی که « بودن »تو برایش مھم بوده خداوند است اما چرا خداوند مرا خلق کرد در حالیکه می توانست خلق نکند ؟

در دوران جوانی آرزوھا و آرمانھای دنیوی تو را به فعالیت وا می دارد اما ھنگامی که به میانه زندگی رسیدی چه به آرزوھایت رسیده باشی و چه نرسیده باشی تمامی این آرمانھا برایت بی ارزش شده و حال برای ادامه زندگی مجبوری برای خود آرمان تراشی کنی تا عمرت را بگذرانی و زمان را نابود کنی . عموماً بشر برای زندگی کردن خود اھدافی را در ذھن خود ایجاد می کند . اھدافی که امروزه اکثراً اھدافی دنیوی است و سپس تمامی فعالیتھایش را بواسطۀ این ھدف که نام کلی آن خوشبختی است سمت و سو می بخشد . در طول زندگی چه بسا به بسیاری از این اھداف دنیوی دست مییابد اھدافی که گمان میکرد اگر به آنان برسد خوشبخت خواھد شد اما ھیچگاه این خوشبختی محقق نمی گردد و بشر ھمیشه در حسرت گذشته و امید به آینده زندگی می کند و از حال زندگی خود ناراضی است . ھمین تجربه خود نشانگر این است که بشر ھیچگاه نتواسته ھدفی درست را در زندگی خود برگزیند و به ھمین دلیل حتی ھنگامی که به ھدف خود می رسد باز ھم ناراضی است و آرامش ندارد .

بنابراین چاره ایی نداریم جز اینکه به سراغ خداوند برویم تا به ما بگوید که منظورش از خلقت جھان ھستی خاصاً انسان چه بوده است ؟ در حدیث قدسی می خوانیم که خداوند می فرماید:«جھان ھستی و انسان را خلق کردم تا خودم را معرفی کنم. »

پس شناخت خدا ھدفی است که خداوند برای خلقت بشر منظور داشته است. و ھر بشری به میزانی که کل زندگیش را بر شناخت خداوند استوار می کند در راه درست قدم نھاده و دیگر اھداف بشر ، اھدافی نادرست است . حال بیائید از خود بپرسیم که تا چه حد خداوند را می شناسیم ؟

در تمامی دورانھا خداوند ، پیامبری را بسوی بشریّت فرستاد تا وی را معرفی کنند و این پیامبران ھم صفاتی کلی از خداوند را برای بشر برشمرد ند : رحمان و رحیم ، علیم ، قادر ، سبحان و.. .. اما دانستن ذھنی این صفات، ھیچ به معنای شناخت قلبی خداوند نمی باشد و تنھا دور نمایی کلی از خداوند را برای بشر تصویر می کند و در عین حال پیامبران بواسطۀ شریعت، راه شناخت قلبی خداوند را در ھمان اعمال روزمره زندگی به بشر آموختند. اما متأسفانه بشر حتی در انجام شریعت ھا نیز ھدف را فراموش کرد و شریعت را تنھا راه و روشھایی برای خوب زندگی کردن در دنیا دانست و به ھمین دلیل است که قرنھاست که از شریعت انبیا تنھا پوسته ھای ظاھری باقیمانده که ھیچ محتوای باطنی ندارد .

پس حال باید پرسید که بشر چگونه می تواند به شناختی قلبی از خدا دست یابد شناختی که بدون شک به او آرامش خواھد داد ؟

دانستن اینکه خداوند بخشنده و مھربان است ھیچ به معنای باور قلبی این صفات خدا نیست . تا زمانی که بشر مھربانی و بخشنده گی خداوند را در زندگی روزمره خود به عینه نبیند و باور نکند ھیچگاه این باور قلبی نمی شود که چنین امری نیز مستلزم تفکر در قبال وقایع زندگی است و به ھمین دلیل است که در قرآن خداوند بشر را ھمیشه به تفکر دعوت کرده است . بشر باید این را بداند که ھیچ اتفاقی در زندگیش تصادفی نیست و علتی دارد. اینکه بشر« خود » را علت تمامی وقایع زندگیش بداند و یا ھمه این وقایع را به خداوند نسبت دھد تفاوتی ندارد . وضعیت اول او را به خود شناسی می رساند و وضعیت دوم به خدا شناسی. که خود شناسی ھمان خدا شناسی است. اما مشکل بشر این بوده است که ھمیشه بین خود و خدا سرگردان است و عموماً وقایع خوب زندگی را به « خود » و وقایع بد زندگی را به خدا یا سرنوشت نسبت داده و به ھمین دلیل نه از « خود » ناختی یافته و نه از خداوند .

فردی که در باب وقایع زندگیش تفکر میکند و در جستجوی علتی در خود است و اینکه اگر این واقعه برایش اتفاق افتاده به سبب عقل و جھل ، خوبی و بدی ، دروغگویی و راستگویی و…خودش بوده و یا تمامی این وقایع را به خداوند نسبت دھد و باز تفکر کند که خداوند چرا چنین واقعه ایی را ایجاد کرده است و با این کار چه می خواسته به او بگوید در ھر دو حال به شناخت خدا خواھد رسید و در خواھد یافت که خودی جز خدا وجود ندارد . و تنھا در چنین شناختی است که انسان از عرصه دو گانگیھا و سرگردانی بین« خود » و خدا رھا خواھد شد که این شناختی توحیدی است . پس بیایید از ھمین لحظه تمامی وقایع زندگیمان را بزرگ و کوچک ، خوب و بد ، زشت و زیبا و… را پیشروی خود قرار دھیم و یا در« خود » به جستجوی علت بپردازیم و یا تلاش کنیم منظور خداوند را درک کنیم .

از کتاب ” دائره المعارف عرفانی ” استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص ۱۷

کتاب صوتی (۱) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۲) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۳) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۴) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۵) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۶) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۷) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۸) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۹) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۱۰) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۱۱) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۱۲) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۱۳) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۱۴) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۱۵) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۱۶) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۱۷) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۱۸) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (۱۹) دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب دائره المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

بیشتر بخوانید
فرهنگ ایرانی ( عشق و نفرت-ایثار و انتقام)

حق ایرانی بودن

۱۵- ایرانی قومی شدیداً عاطفی و مهربان و دارای طبعی ایثارگرانه و عاشق منش است و لذا در این امور همواره دچار افراط گردیده و از عقلانیت و حکمت بیگانه شده و ساقط می گردد و آنگاه عشقی آتشین مبدل به نفرتی مهلک می شود و در مرحله بعد مبتلا به حسابگری و دنیا پرستی و خودخواهی مادی می گردد که باز دچار انحطاط می شود و باز در انتظار عشقی می نشیند و همان تراژدی تکرار می گردد. بزرگترین نقطه ضعف ایرانی غفلت و بیزاریش از حکمت و معرفت است و نمی تواند عشق را با خود قرین و همسو سازد. ایرانی هر چه که می کشد از عشق کورش می کشد. لذا یا در حال ایثار است یا در حال انتقام، یا جان می دهد یا جان می ستاند. ایرانی از تعادل و عدالت بیزار است و آنرا در شأن خود نمی داند زیرا از عقلانیت و حکمت بیزار است. احساس و رفتارش با رهبران و مصلحین و امامان هم بر همین منوال است. یا امام پرست است یا امام کش! در حریم خانواده هم چنین است یعنی یا بچه ها پرستیده می شوند و یا مطرود و عاق می گردند. رابطه زناشوئی هم اینگونه است. یا عشق است یا نفرت و طلاق و انتقام. اجنبی پرستی ایرانیان هم حاصل همین طبع است و لذا در کل تاریخ ایران شاهد حکومت بیگانگان بر خاک ایران هستیم و یا مزدور بیگانگان. یعنی ایرانیان تاب تحمل حکومت خودی را بر خود ندارند زیرا خیلی عاشقند و حکومت مستلزم عدالت و قهاریت و حکمت!

۳۰- دموکراسی حتی از نوع حقیقی اش نیز برای ما ایرانیان که قوم عاشقیم عاقبت خوشی ندارد. ما بی امام مردگانیم، امام عقل عشق ماست. ایرانی امام معرفت و حکمت می خواهد نه امام عشق که به اندازه کافی دارد. هفتاد میلیون عاشق که حاضر است خون بریزد ولی اصلاً حوصله فکر کردن ندارد زیرا بر همه اسرار واقف است و لذا جز پول هیچ کمبودی ندارد زیرا عاشق برای اثبات عشقش بایستی بانکدار باشد و لذا هفتاد میلیون ایرانی دم در بانکها به صف است. و این ربای بی سابقه (تورم) حاصل عشق بازی ایرانی است. در هیچ جای جهان، عشق این قدر گران و کمر شکن و خانمانسوز نیست! رقم نجومی مهریه ها دال بر عظمت و ارزش عشق در کشور ماست! 

از کتاب حقِ بودن – حق ایرانی بودن

۶۳-  کتاب صوتی (۲) حق بودن۱۳۸۷ (The right of being)

۶۳–  کتاب حق بودن – ۱۳۸۷ (The right of being)

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

بیشتر بخوانید
تناقض شیکی و حجاب ( جلب نظر)

تناقض شیکی و حجاب ( جلب نظر)

حجاب اگر به انگیزه عفت و عصمت است در یک کلام بمعنای جلب نظر نکردن به عمد است بواسطه لباس

،رفتار یا گفتار و روشھای زیستن . امروزه بسیاری معتقدند و حتّی در رسانه ھای ملی ما تبلیغ می کنند

که شیک بودن ھیچ تناقضی با حجاب ندارد. پس بھتر است شیک بودن را تعریف کنیم . شیک بودن

بمعنای جالب و جذاب و تحریک کننده بودن مسلماً ھر چه باشد در تضاد با امر حجاب و عفّت است . حال

اگر بواسطه چادر و نقاب ھم درجائی جلب نظر شود این ھمان حجاب ضد حجاب است و یک نفاق

آشکار است و شبھه ای از مذھب ضد مذھب می باشد . بنابراین اگر منظور از حجاب ھمانا جلب نظر

نکردن نامحرمان باشد ھیچ قانونی قادر به محجبه نمودن و با عفت ساختن فرد یا جامعه ای نیست . پس

بھتر است که معنا و فرھنگ و انگیزه ھای حجاب و عفّت را توسعه و تعمیق دھیم و اینقدر کلیشه ای و

فرمالیستی عمل نکنیم . زیرا در یک جامعه مذھبی ھیچ زنی خطرناکتر از زن فاسد محجّبه نیست زیرا ھم

فتنه اش وسیعتر و نامرئی تر است و ھم دین خدا را بد نام می کند و ھم نفاق را اشاعه می دھد .

حجاب شیک بدتر از بی حجابی است . زن با حجاب زنی است که از جلو مرد ھرزه ای عبور کند بی آنکه

نظرش را بسوی خود بکشد چه با چادر و چه بی چادر .

آنکه بواسطه حجابش جلب نظر نامحرمان می کند بسیار مخربتر است تا آنکه صرفاً بواسطه اندامھایش

دلربائی می کند زیرا بواسطه حجاب ، نگاه افراد نامحرم و ھرزه به اعماق نفس و روان زن نفوذ میکند و

در آنجا منزل می گزیند و نفس زن را تسخیر می کند و او را روسپی صفت می نماید . درحالیکه نگاه صرف

به اندام بسیار سطحی تر و پاک شونده تر است . حال بھتر می توانیم علّت مفاسد اخلاقی و روسپی

گری پنھان را در جامعه خودمان درک کنیم و لذا علاجش نمائیم بواسطه آیه لا اکراه فی الدین .

از کتاب ” دائره المعارف عرفانی ” استاد علی اکبر خانجانی – جلد دوم ص ۱۴۷

کتاب صوتی (۱) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۲) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۳) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۴) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۵) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۶) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۷) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۸) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۹) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۰) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۱) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۲) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۳) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۴) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۵) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۶) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۷) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۸) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۹) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۲۰) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۲۱) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب  دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)


بیشتر بخوانید
حقوق برابری زن و مرد، حق طلاق، حق سقط جنین

نقش محوری زن در ادامه یا قطع رابطه زناشوئی

همانطور که قبلاً نیز نشان داده ایم حتی در جبری ترین ازدواج ها هم انتخاب در نزد زن است چه در تن در دادن به رابطه جنسی و چه در ادامه زندگی زناشوئی و چه در طلاق.  در اینجا مرد سالارانه ترین قوانین مدنی هم در عمل عاجز می ماند.  زن اگر قلباً میل به ادامه زندگی زناشوئی نداشته باشد علیرغم هر قانون و عرفی مرد را به طرز بغایت هنرمندانه ای وادار به طلاق می کند و اگر هم قلباً مایل به ادامه زندگی باشد حتی ده هوو را هم پذیرا می شود و این نکته ای بغایت دقیق است که بشر منطقی امروزه از حس و درک و باورش بکلی غافل شده است و به همین دلیل بازیچه حقوق مدنی گردیده و به دنبال شعارهای بی نتیجه و مضحکی به راه افتاده است : حقوق برابری زن و مرد، حق طلاق، حق سقط جنین،حق اشتغال و امثالهم.

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب فلسفه وجودی زن ص ۱۹

۳۰ کتاب صوتی (۱) فلسفه وجودی زن (ماده وجود۱) (کندوکاوی در وجود زنانه) ۱۳۷۹

۳۰کتاب صوتی (۲) فلسفه وجودی زن (ماده وجود۱) (کندوکاوی در وجود زنانه) ۱۳۷۹

۳۰کتاب صوتی (۳) فلسفه وجودی زن (ماده وجود۱) (کندوکاوی در وجود زنانه) ۱۳۷۹

۳۰کتاب صوتی (۴) فلسفه وجودی زن (ماده وجود۱) (کندوکاوی در وجود زنانه) ۱۳۷۹

۳۰کتاب صوتی (۵) فلسفه وجودی زن (ماده وجود۱) (کندوکاوی در وجود زنانه) ۱۳۷۹

۳۰کتاب صوتی (۶) فلسفه وجودی زن (ماده وجود۱) (کندوکاوی در وجود زنانه) ۱۳۷۹

۳۰کتاب صوتی (۷) فلسفه وجودی زن (ماده وجود۱) (کندوکاوی در وجود زنانه) ۱۳۷۹

۳۰کتاب صوتی (۸) فلسفه وجودی زن (ماده وجود۱) (کندوکاوی در وجود زنانه) ۱۳۷۹

۳۰کتاب صوتی (۹) فلسفه وجودی زن (ماده وجود۱) (کندوکاوی در وجود زنانه) ۱۳۷۹

۳۰ – کتاب فلسفه وجودی زن (ماده وجود۱) (کندوکاوی در وجود زنانه) ۱۳۷۹

بیشتر بخوانید
ایدئولوژی هزاره سوم « نیهیلیزم »

ایدئولوژی هزاره سوم « نیهیلیزم »

وقتی از محبت سخن می گوئی هر چه عاطفه را به سخره می گیرند و از علم دم می زنند که «عشق یک دروغ قدیمی است» ولی آنگاه که از عقل سخن می گوئی به ناگاه عاشق پیشه می شوند و اصلاً منطق را در شأن خود نمی دانند. و اما آنگاه که از وظیفه و دین سخن می گوئی به اشعار عرفانی پناه می برند. ولی آنگاه که از عرفان سخن می گوئی به علم و فن متوسل شده و عرفان را خرافه می خوانند. مسئله این است که هیچ تعهدی را پذیرا نیستند و هر عهدی را با ماهیت و عملکرد خود متضاد می یابند و تنها معنائی که تأیید کننده پوچی آنهاست تقدیش جنون است بعنوان نبوغی برتر و آنگاه چند جمله قصار و دو پهلو از فلان فیلسوف را شعار می دهند مثل نیچه . و این یک نماد اجتماعی و همه جایی از سیطره نیهیلیزم جهانی است.

از کتاب دائره المعارف عرفانی جلد دوم

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب صوتی (۱) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۲) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۳) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۴) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۵) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۶) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۷) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۸) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۹) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۰) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۱) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۲) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۳) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۴) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۵) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۶) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۷) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۸) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۱۹) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۲۰) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب صوتی (۲۱) دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

کتاب  دائره المعارف عرفانی ۲ (فلسفه قیامت وآخرالزمان،دین،شریعت،تشیع،قرآنی)

بیشتر بخوانید