ساربان داغداران

ساربان داغداران
در ازل در طلب وصلت جانان بودم
زین طمع تا به ابد بی سرو سامان بودم
هر کجا نقش نمودم رخ نادیده یار
مرند و مضحکه عاقل و نادان بودم
داغها بس که زدند بر دل این بی سروپا
لوحِ داغ دلِ این

بیشتر بخوانید